به بی زبون  میگن: طاقت خبر بد را داری؟

میگه آره ,بگو طاقتش و دارم

میگن بابات فوت کرده !

بی زبون میگه : ترسیدم گفتم الان میخوای بگویی یارانه ها رو قطع کردن.

*******************قاسم رنجبر ****************************

گاز چیست ؟

اوج محبت بی زبون  به خانمش میباشد که گاهی مواقع موجب قطع عضو میشود.

**************قاسم رنجبر *********************************

به بی زبون  میگن :  میتوانی نقش یوزارسیف رو بازی کنی ؟

بی زبون : میتوانم ولی میترسم نتونم روی زلیخا رو زمین بندازم.

*******************قاسم رنجبر ****************************

به بی زبون  میگن : با توله سگ جمله بساز.

بی زبون  :عرض سگ ضربدر طول سگ مساوی با پارس کردن .

******************قاسم رنجبر ***********************************

سر برگ انشاء بی زبون  نوشته بود .

به نام خدایی که هر چه میکشیم از اوست .

*************قاسم رنجبر ***************************************

حق بی زبون  رو میخورند میگه: واگذارتون کردم به کلید اسرار

**************************قاسم رنجبر ****************************

بی زبون داشته رادیو گوش می داده   رادیو اعلام میکنه

 بزرگراه همت به امام حسین بسته است .

بی زبون میگه چرا قسم میخوری قسم نخوری هم قبولت داریم بنده ی خدا .

**********************قاسم رنجبر ***************************

از بی زبون می پرسند که : امتحان رانندگی چطور بود .

بی زبون : خوب بود ولی افسره خیلی مذهبی بود .

میگن چطور فهمیدی ؟

بی زبون : آخه هر وقت می خواستم بی پیچم میگفت :یا خدا  یا امام حسین یا

ابو الفضل العباس یا فاطمه زهرا یا علی

**********************قاسم رنجبر ******************************

بی زبون بیرون بر سفارش میدهد .

می پرسه به نام چه کسی ؟

بی زبون : به نام خداوند بخشنده مهربان

*********************قاسم رنجبر *********************************

از بی زبون می پرسند چرا درس می خوانی ؟

بی زبون :برای اینکه دکتر بشوم پول در بیاورم نیسان بخرم کار کنم .

*********************قاسم رنجبر ********************************

سخنی از بی زبون :

هر چه کمتر بهش بیشتر فکر کنی بیشتر دردش کمتر میشود .

*************************قاسم رنجبر ****************************

بی زبون می شود شهر دار مکه .خدا میگه این دیوانه رو وردارین مگه خونت تو طرحه جاده است .

**********************قاسم رنجبر ******************************

بی زبون میرود ختم  . از او می پرسند :شما؟

بی زبون : من سایر بستگان هستم

**************************قاسم رنجبر ****************************

از بلند گو اعلام میکنند که مرحوم سفارش کرده که کسی برایش سیاه نپوشد

بی زبون بلند میگوید :مرحوم غلط کرده ما به احترام اوسیاه  می پوشیم.

********************قاسم رنجبر ********************************

از بی زبون می پرسند  پتروس کی بود؟

بی زبون :همان دهقان فدا کاری بود که وقتی گرگ به گوسفندانش حمله کرد رفت زیر تانک و انگشتشو کرد توی چشم راننده قطار .

**********************قاسم رنجبر ********************************

بی زبون داخل صف نانوایی بوده یک دو ریالی در می آورد به نانوا میدهد

نانوا : این که نون نمیشه آقا

بی زبون :صداش در نیار من ماکسی میلیانم

****************************قاسم رنجبر *********************

از بی زبون میپرسند :کجا داری میروی ؟

بی زبون : جایی نمی روم دارم بر می گردم .

*************************قاسم رنجبر **************************

سخنی از بی زبون :

هر کس به والدین احترام بگذار همانند آن است که به پدر و مادر خود احترام گذاشته است .

**********************قاسم رنجبر ******************************

سخنی از بی زبون :

به یکدیگر احترام بگذارید تا یکدیگر به شما احترام بگذارد .

**********************قاسم رنجبر ******************************

    از دعا های بی زبون :

خدایا تا زمانی که زنده هستیم ما را از دنیا مبر .

********************قاسم رنجبر*******************************

از درد دل های بی زبون با خدا :

خدایا نمیدانم هر سال که میگذرد یک سال به عمر من اضافه میشود یا یک سال از عمر من کم میشود ؟

********************قاسم رنجبر ***************************

بی زبون میرود جهنم و بعد از شش ماه بر می گردد.

می پرسند جهنم  چکار کردی

بی زبون : به هر خدا زده ای و به هر زحمتی بود آتش رو خاموش کردم

************************قاسم رنجبر ********************

بی زبون  میرود بهشت و روی دیوار بهشت مینویسد .

لعنت بر پدر و مادر کسی که اینجا سیب بخورد .

***************************قاسم رنجبر ********************

بی زبون بعد از اینکه   ماشینش رو بیمه میکنه مسول بیمه میگوید خدا کند از بیمه ات استفاده نکنی .

بی زبون : پس خدا کنه تو هم خیر پولت رو نبینی

*********************قاسم رنجبر *************************

سخنی از بی زبون در هنگام تحویل سال

سالی با توام و سرشار از آکنده برایتان مملو از لبریزم .

*******************قاسم رنجبر ******************************

از بی زبون میپرسند  (باریک الله) یعنی چه ؟

بی زبون :  یعنی خدا لاغر است .

**********************قاسم رنجبر *************************

به بی زبون میگویند با کشور جمله بساز ؟

بی زبون : آنقدر با کش ور رفتم تا آخر خورد به چشمم .

************************قاسم رنجبر**************************

بی زبون میرود بهشت می بیند پدرش نیست می پرسد:پدرم کجاست . می گویند جهنم هست .

بی زبون می گوید چگونه می شود رفت جهنم تا پدرم رو ببینم .یک نفر به او می گوید باید برگردی به دنیا و با یک پیرزن زنا کنی و توبه هم نکنی آنوقت می روی جهنم .بی زبون را بر می گردانند این دنیا و بی زبون  با پیرزنی عمل زنا را انجام می دهد و می میرد و او را به جهنم می برند. هر چه می گردد پدرش را نمی بیند سوال می کند به او می گویند رفت به بهشت . بی زبون می گوید چرا بهشت فرشته ای به او می گوید : آنقدر آن پیرزن گفت خدا بیامرزد پدرت که خدا پدرت را آمرزید و به بهشت رفت .  

*************************قاسم رنجبر **************************